صبح پا میشی...هوا ابریه
به خودت میگی عجب ستمیه باید پاشما
حالا ساعت چنده؟ 8.30!
فکر میکنی که امروزم 1 روز دیگه است...انگار برنامه ریزیت کردن مثل یه روبوت!
بعد به خودت میگی:اینا چیه کله ی سحر بلغور میکنی دختر؟دهه! تو خودت روانشناسی هنوز از اثر تلقین اونم تو کله ی سحر خبر نداری؟؟؟
شروع میکنی به فکرای خوب کردن!!!!
آسمون ذهنت آفتابی میشه!!!!
به خودت میگی عجب ستمیه باید پاشما
حالا ساعت چنده؟ 8.30!
فکر میکنی که امروزم 1 روز دیگه است...انگار برنامه ریزیت کردن مثل یه روبوت!
بعد به خودت میگی:اینا چیه کله ی سحر بلغور میکنی دختر؟دهه! تو خودت روانشناسی هنوز از اثر تلقین اونم تو کله ی سحر خبر نداری؟؟؟
شروع میکنی به فکرای خوب کردن!!!!
آسمون ذهنت آفتابی میشه!!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط غریبه
|
